السيد الطباطبائي
137
قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
د - روشى كه بايد در اسباب نزول معمول داشت چنان كه در فصلهاى گذشته روشن شد حديث در اعتبار خود به تأييد قرآن مجيد نيازمند است و روى اين اساس چنان كه در اخبار بسيارى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اهلبيت عليهم السلام وارد شده است بايد حديث را به قرآن عرضه داشت . بنابراين سبب نزولى كه در ذيل آيهاى وارد شده در صورتى كه متواتر يا خبر قطعىالصدور نباشد بايد به آيه مورد بحث عرضه و تنها در صورتى كه مضمون آيه و قرائنى كه در اطراف آيه موجود است با آن سازگار بود به سبب نزول نامبرده اعتماد شود و بالأخره روايت را بايد با آيه تأييد نمود و تصديق كرد نه اين كه آيه را تحت حكومت روايت قرار داد . به اين ترتيب اگر چه مقدار زيادى از اسباب نزول سقوط مىكند ولى آنچه از آنها مىماند كسب اعتبار مىكند و اساساً مقاصد عاليهء قرآن مجيد كه معارفى جهانى و هميشگى مىباشند - چنان كه خواهد آمد - در استفاده خود از آيات كريمه قرآن نيازى قابل توجه يا هيچ نيازى به روايات اسباب نزول ندارند . ه - ترتيب نزول سور البته چنان كه مىدانيم سور و آيات قرآنى به ترتيبى كه به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نازل شده در مصحف ثبت نيست . گذشتگان دانشمندان اسلامى و خاصه از اهل سنت در ترتيب نزول سور و آيات به روايات اعتماد مىكردند و از جملهء روايات كه در اين باره رسيده روايتى است از ابنعباس كه مىگويد : « 1 »
--> ( 1 ) . سيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 10 ، چاپ قاهره 1370 ، نقل از كتاب فضائلالقرآن ابنضريس